|
|
|
|
|
امانم را برده این چند خط تاریخ بیهقی ...!!!
آبستن یک دریا اشگم و اما بغض لجوجانه نشسته روی تارهای صوتی ام ...نه صدا در می آید و نه نفس ...! نمی دانم چه جادوئی داشت این سطور که اینگونه پریشانم کرد ...! بغض سمج یک طرف ...غمی عمیق و طولانی در بعد زمان هم از ناکجاآبادی چمبره زد روی حس ام ...زمینگیرم کردند این دو طوفان ... باور کن دوست من ...! صبح دیروز که جمعه باشد... تصادف روح من با پاراگرافی از تاریخ بیهقی اتفاق افتاد ...و الان که ساعت 4 صبح روز شنبه است ...کم کم دارم شدت ضربات وارده را رصد می کنم ... این رسم نخبه کشی در شرق که قدمتی 5000 هزار ساله دارد ، درد بزرگی است برای مردم ما که برای ترقی و رشد نیاز به جهش های انسانی دارند ...و بعد در کمال خونسردی و با آرامشی حیرت انگیز خود نخبگان اشان را بر دار می کنند ...و می نشینند باز رو به آسمان و دست به دعا بر می دارند تا مگر خدای ناجی برای رهائی اشان گسیل دارد ...این تناقص ریشه در کجا دارد ؟
***
و حسنک را سوی دار بردند و به جايگاه رسانيدند ، بر مرکبی که هرگز ننشسته بود بنشاندند . و جلّادش استوار ببست و رسن ها فرود آورد . و آواز دادند که « سنگ دهيد » هيچ کس دست به سنگ نمی کرد و همه زارزار می گريستند ، خاصّه نيشابوريان . پس مشتی رند را سيم دادند که سنگ زنند . و مرد خود مُرده بود - که جلّادش رَسَن به گلو افگنده بود و خَبه کرده .
چون از اين فارغ شدند ، بوسهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند ، چنان که تنها آمده بود از شکم مادر .
...
تاريخ بيهقی ( مقامات مسعودی ، بر دار کردن حسنک ) |
||
|
+
برگی از سرزمین آبهای همیشه آبی شنبه دوم آبان 1388زمان 3:30
امپراطور ژولیس سزار
|
|
||